ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
286
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خيانت به او از دين و جوانمردى بدور است . تو قصد بيغو كن چنانچه كار او ساختى من قلعه را تسليم تو ميكنم . طغرل چهل روز قلعهء طاق را در محاصره داشت ، و گشودن آن براى او ميسر نگرديد و در آن اثناء ابو الفضل نامه به بيغو نوشت ، و او را از حال طغرل آگاه كرد و بيغو رو به سجستان نهاد كه از طغرل جلوگيرى كند . از آن سوى طغرل از محاصرهء قلعهء طاق خسته و كسل شد و رو به شهر سجستان نهاد و همين كه بيك فرسنگى شهر رسيد ، در نقطهاى كه هيچكس او را نهبيند به كمين نشست تا مگر به مقصود برسد و فرصتى كه خواهانست بدست آورد . در آن احوال صداهاى طبل و كرنا بشنيد از كمينگاه خود بيرون شد و از رهگذرى پرسيد چه رويداده است ؟ او آگاهش كرد كه بيغو از راه فرا رسيده است . طغرل برگشته ياران خود را در كمينگاه آگاه از ماجرا كرد و به آنها گفت : ما گزيرى نداريم جز اينكه با اين گروه روبرو بشويم و زير شمشيرها با عزت و سربلندى جان سپاريم زيرا كه راهى براى گريز بسبب كثرت عدهء آنها و كمى نفرات ما بر وى ما گشاده نباشد پس از كمينگاه خود بيرون آمدند ، همين كه بيغو آنها را بديد ، از ابو الفضل جوياى حال آنان شد ، و او بيغو را آگاه كرد ، كه وى طغرل و يارانش هستند . بيغو از كسانى كه همراهش بودند جدا شد و گروهى از ياران خويش را براى جنگ روانه داشت . چون طغرل آنها را بديد . رو به آنها نرفت بلكه اسب خود را كه سوار بود ، برگردانده و از رودخانهاى كه در آن محل بود بگذشت و قصد بيغو و همراهانش كرد و با آنها جنگيد ، طغرل آنها را منهزم نموده و هر چه بهمراه داشتند به غنيمت گرفت ، و سپس رو به گروه ديگر نهاد ، و همان كار كرد كه نسبت به گروه نخستين كرده بود ، بيغو و ابو الفضل درنگ جايز نديدند و رو به هرات گريختند و طغرل تا دو فرسنگ آنها را دنبال كرد ، و بعد برگشتند شهر را تصرف نمود و نامه به عبد الرشيد نوشت و گزارش كارها بوى داد و از او طلب نيروهاى امدادى نمود كه به خراسان عزيمت كند ، عبد الرشيد عدهء بسيارى از سواران رزمنده براى او گسيل داشت و بوى پيوستند ، با وصول نيروهاى امدادى قوتى بيش از پيش پيدا كرد و مدتى در آنجا زيست